ابراهيم عاملي ( موثق )

53

تفسير عاملي ( فارسي )

گفته شده است كه متوجّه كند : مورد حذر چيزهاى مختلف و بىاهميّت نيست بلكه مورد حذر خدا است كه گرفتارى از جانب او سختترين گرفتاريها است . و ممكن است كلمه ى نفس قيد باشد براى اتّخاذ و ضمير نفسه بجاى اتّخاذ باشد كه از « يَتَّخِذِ » فهميده مىشود تا معنى چنين باشد : خدا مىترساند شما را از اصل اين كار كه دوستى با كافران است چون خود بدكارى است با صرف نظر از عواقب وخيم آن . تأويلات كاشانى : اين جمله را تعبيرى كرده است كه ما اينطور بيان ميكنيم مقصود از كلمه ى نفس دعوت مردم است بتوحيد كامل و معاينه ى حقّ جلّ شأنه تا به ديگرى متوجّه نباشند و از موجبات ترس در زندگى باك نداشته باشند و پيوسته حقّ را به بينند و از قهر او برحذر باشند . « يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْسٍ ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْرٍ مُحْضَراً » 30 مجمع : گفته‌اند : يعنى اوراق اعمال خود را از خوب و بد مىبينيد . تفسير برهان : از سعيد بن مسيب روايت است : حضرت زين العابدين روزهاى جمعه در مسجد پيغمبر صلَّى اللَّه عليه و آله مردم را موعظه مىفرمود و با اين جمله ها به آنها خطاب مىنمود : ( ايّها النّاس اتّقوا اللَّه و اعملوا انّكم ترجعون فتجد كلّ نفس ما عملت فى هذه الدّنيا من خير محضرا - تا آخر ) . فخر : در جمله ى اوّل : « من خير » به كلمه ى « محضرا » مقيّد شده است و در دوّم « من سوء » مقيّد نشده است و اين لطيفه اى است كه ثواب اعمال را حاضر در جلو چشم معرّفى كرده است ولى اعمال بد را فقطَّ معرّفى كرده است كه آرزوى دورى از آنها مىشود براى اينكه وعده هاى نيك شايسته تر است كه انجام شود از مجازاتها . تأويلات : كاشانى : هر آنچه انسان مىگويد يا مىكند ، اثرى از آنها در روح او باقى مىماند ، و چون مكرّر شود حالتى ثابت و پابرجا در روان و جان او توليد مىشود كه آن را ملكه ى راسخه ى نفسانى مىنامند ، از اين گفتار و كردارها صورتى هم در عالم واقع منقّش مىشود كه انسان خود نمىتواند آن صورتها و حالت ثابته ى خود را دريابد ، زيرا مشاغل حسّى روزانه و افكار و خيالات زندگى و گرفتارى بقوّه ى واهمه كه فلان